چه کسانی به خوردن مغز خر مشغولند
این جمله توسط مسعود آذرنوش از حواریون حکمت در ستایش از چهار آپریل نقل شده است:
روز جهاد زنان با سینه های برهنه علیه اسلامیون نیز گذشت
اگر کسی مغز خر نخورده باشد تا این حد مسائل را از رو تحلیل نمی کند،سینه زن را دیدن و دستور جهاد را صادر کردن ادامه همان جهادی است که مغز خر خورده ی دیگری بنام خمینی آز آن طرف سکه بر علیه زنان صادر کرد ،این نوع نگرش که هر موضوعی را فقط از رو قادر است ببیند دو طرف یک سکه واحد است ، که مخرج مشترک هر دو در همان اعلان جهادی ست که بصراحت هر دو با یک زیر ساخت نظری عنوان می کنند، تحلیل گر مسائل جهادی اصلا ککش نمی گزد که اگر در همان جایی که زندگی می کند قدری به خود زحمت دهد که چرا در همان کشوری که قیصر زمانه ما که یخ خود را با دیدن سینه زنان آب کرده است ، کمی از آن وجد و شیفتگی خود بکاهد و کمی در کتابخانه مجاور خود بدنبال چرایی این حقوق که فعلا در اروپا زنان بست آورده اند از چشم و مغز خود استفاده کند و دست از سینه ی زیبای زنان چند صباحی بردارد ، شاید بفهمد که این حقوق رايطه مستقیمی به میزان در صد اشتغال زنان در سیستمی که در آن زیست می کنند دارد،هر چه این درصد افزایش می یابد به همان میزان دسترسی زنان به حقوق اجتماعی بنیادی آنها وسیعتر خواهد شد،اگر این آقای غیر یخ زده که دائما جهاد را بعنوان تنها راه حل به سینه زنان بعنوان پرچم می چسباند ، نفهمد چرا بعضی اوقات کتاب خانه می تواند مفید واقع شود، پس لازم می شود بدون هر فرمانی ابتدا به این پرسش ،،پاسخ دهند چرا در جامعه ای نظیر ما در صد اشتقال زنان نبست به مردان هشت در صد است، اما درجوامع پیشرفته اروپایی چیزی نزدیک به پنجاه درصد است ، آیا با داشتن چنین آماری ممکن است که جامعه ای که جمعیت زنان شاغل آن پنجاه در صد است، حقوق مناسبتری نسبت به آن هشت در صد داشته باشد ، آیا نمی شود چنین نتیجه گرفت بهتر است برای تامین همان حقوقی که جوامع پیشرفته ،زنان بدست آورده اند را ملاک قرار داد و بفکر راه حل اساسی تری برای افزایش این در صد افتاد آیا نباید به این مسائل عمیق تر فکر کرد، ای کاش زن تنها در حد همان سینه خلاصه می شد که شما پرچم دارش شده ای ، ای کاش ، اما زن فراتر از آن تصویری ست که شما از آن بدست می دهید، انسانی ست که بر حسب اتفاق فعلا شما در هر دو طرف، فرمان جهاد برایش صادر کرده اید، این فرمان بهر فرمی که قالب ریزی شود ادامه همان جنگ های صلیبی است ، پوشش فرهنگی و نظام ایدو لوژیک سرمایه داری افسار گسیخته مالی است ، نگرشی فاشیستی ست ، به خوردن همان مغز خر اگر نفهمیدید ادامه دهید ، انتخاب با شماست آقای آذرنوش و تمامی دوستداران حکمت
این هم تمام نوشته حماسی آقای مسعود آذرنوش:
4 آوریل ، روز جهاد زنان با سینه های برهنه علیه اسلامیون نیز گذشت. قیصرهای چپ روی صحنه حاضر شده اند تا در مضار این حرکت بحث کنند. بحثها نیز با بحثهای 32 سال پیش که زنان علیه حجاب در 17 اسفند 57 علیه جمهوری اسلامی بیرون آمدند، فرقی ندارد. این قیصرها در همان 32 سال پیش یخزده اند و بحث جدیدی ندارند. سال 57 می گفتند: مساله حجاب ، مساله زن کارگر نیست، مساله مهمتر مطرح است. مبارزه با امپریالیسم اصل است و مبارزه برای حجاب مساله زنان بورژواست. زن کارگر مساله اش حجاب نیست. حالا بعد از 32 سال می گویند: سینه برهنه زنان چه ربطی به مساله حقوق زن دارد. این حرکت یکعده معدود است. زن کارگر که مساله اش لخت کردن سینه نیست. اینها آبروی کمونیستها را می برند و ...
وجه اشتراک چپ قیصری و جهان سومی در این است که نه آنوقت می فهمید که حجاب یک پوشش ساده نیست بلکه پرچم سیاسی یک جنبش اسلامی است. نه الان می فهمد که لخت کردن سینه زنان یک عمل جنسی نیست، یک حرکت سیاسی است برای مقابله با همان سیستمی که سینه لخت زنان را به کالای سکس تبدیل کرده است. متوجه نیست که در برابر سیستمی که بدن زنان را وسیله ای برای سرکوب جامعه کرده است، خارج کردن این تابو سازی ، اولین ضربه را به سیستم میزند. آزادی بدن زن تنها یک حق برای جنبش زنان نیست، امروز بدن زن و آزاد کردن آن و برگردان اختیار آن به خود زنان، قدم اول برای آزاد سازی جامعه است. جامعه ای که زنانش در بندند، آزاد نیست. این دیگر یک شعار نیست. در هر جامعه اسلام زده که نگاه کنید، برای استقرار دیکتاتوری از سرکوب زنان آغاز می کنند
این جمله توسط مسعود آذرنوش از حواریون حکمت در ستایش از چهار آپریل نقل شده است:
روز جهاد زنان با سینه های برهنه علیه اسلامیون نیز گذشت
اگر کسی مغز خر نخورده باشد تا این حد مسائل را از رو تحلیل نمی کند،سینه زن را دیدن و دستور جهاد را صادر کردن ادامه همان جهادی است که مغز خر خورده ی دیگری بنام خمینی آز آن طرف سکه بر علیه زنان صادر کرد ،این نوع نگرش که هر موضوعی را فقط از رو قادر است ببیند دو طرف یک سکه واحد است ، که مخرج مشترک هر دو در همان اعلان جهادی ست که بصراحت هر دو با یک زیر ساخت نظری عنوان می کنند، تحلیل گر مسائل جهادی اصلا ککش نمی گزد که اگر در همان جایی که زندگی می کند قدری به خود زحمت دهد که چرا در همان کشوری که قیصر زمانه ما که یخ خود را با دیدن سینه زنان آب کرده است ، کمی از آن وجد و شیفتگی خود بکاهد و کمی در کتابخانه مجاور خود بدنبال چرایی این حقوق که فعلا در اروپا زنان بست آورده اند از چشم و مغز خود استفاده کند و دست از سینه ی زیبای زنان چند صباحی بردارد ، شاید بفهمد که این حقوق رايطه مستقیمی به میزان در صد اشتغال زنان در سیستمی که در آن زیست می کنند دارد،هر چه این درصد افزایش می یابد به همان میزان دسترسی زنان به حقوق اجتماعی بنیادی آنها وسیعتر خواهد شد،اگر این آقای غیر یخ زده که دائما جهاد را بعنوان تنها راه حل به سینه زنان بعنوان پرچم می چسباند ، نفهمد چرا بعضی اوقات کتاب خانه می تواند مفید واقع شود، پس لازم می شود بدون هر فرمانی ابتدا به این پرسش ،،پاسخ دهند چرا در جامعه ای نظیر ما در صد اشتقال زنان نبست به مردان هشت در صد است، اما درجوامع پیشرفته اروپایی چیزی نزدیک به پنجاه درصد است ، آیا با داشتن چنین آماری ممکن است که جامعه ای که جمعیت زنان شاغل آن پنجاه در صد است، حقوق مناسبتری نسبت به آن هشت در صد داشته باشد ، آیا نمی شود چنین نتیجه گرفت بهتر است برای تامین همان حقوقی که جوامع پیشرفته ،زنان بدست آورده اند را ملاک قرار داد و بفکر راه حل اساسی تری برای افزایش این در صد افتاد آیا نباید به این مسائل عمیق تر فکر کرد، ای کاش زن تنها در حد همان سینه خلاصه می شد که شما پرچم دارش شده ای ، ای کاش ، اما زن فراتر از آن تصویری ست که شما از آن بدست می دهید، انسانی ست که بر حسب اتفاق فعلا شما در هر دو طرف، فرمان جهاد برایش صادر کرده اید، این فرمان بهر فرمی که قالب ریزی شود ادامه همان جنگ های صلیبی است ، پوشش فرهنگی و نظام ایدو لوژیک سرمایه داری افسار گسیخته مالی است ، نگرشی فاشیستی ست ، به خوردن همان مغز خر اگر نفهمیدید ادامه دهید ، انتخاب با شماست آقای آذرنوش و تمامی دوستداران حکمت
این هم تمام نوشته حماسی آقای مسعود آذرنوش:
4 آوریل ، روز جهاد زنان با سینه های برهنه علیه اسلامیون نیز گذشت. قیصرهای چپ روی صحنه حاضر شده اند تا در مضار این حرکت بحث کنند. بحثها نیز با بحثهای 32 سال پیش که زنان علیه حجاب در 17 اسفند 57 علیه جمهوری اسلامی بیرون آمدند، فرقی ندارد. این قیصرها در همان 32 سال پیش یخزده اند و بحث جدیدی ندارند. سال 57 می گفتند: مساله حجاب ، مساله زن کارگر نیست، مساله مهمتر مطرح است. مبارزه با امپریالیسم اصل است و مبارزه برای حجاب مساله زنان بورژواست. زن کارگر مساله اش حجاب نیست. حالا بعد از 32 سال می گویند: سینه برهنه زنان چه ربطی به مساله حقوق زن دارد. این حرکت یکعده معدود است. زن کارگر که مساله اش لخت کردن سینه نیست. اینها آبروی کمونیستها را می برند و ...
وجه اشتراک چپ قیصری و جهان سومی در این است که نه آنوقت می فهمید که حجاب یک پوشش ساده نیست بلکه پرچم سیاسی یک جنبش اسلامی است. نه الان می فهمد که لخت کردن سینه زنان یک عمل جنسی نیست، یک حرکت سیاسی است برای مقابله با همان سیستمی که سینه لخت زنان را به کالای سکس تبدیل کرده است. متوجه نیست که در برابر سیستمی که بدن زنان را وسیله ای برای سرکوب جامعه کرده است، خارج کردن این تابو سازی ، اولین ضربه را به سیستم میزند. آزادی بدن زن تنها یک حق برای جنبش زنان نیست، امروز بدن زن و آزاد کردن آن و برگردان اختیار آن به خود زنان، قدم اول برای آزاد سازی جامعه است. جامعه ای که زنانش در بندند، آزاد نیست. این دیگر یک شعار نیست. در هر جامعه اسلام زده که نگاه کنید، برای استقرار دیکتاتوری از سرکوب زنان آغاز می کنند

No comments:
Post a Comment
Note: only a member of this blog may post a comment.