دربدر بدنبال نیروی سوم
تقوایی در گردابی که نیروی سوم خوانده می شود
سیاست و تحلیل ساده خواهد شد اگر ما در دایره سرگردان گیتی ، دایره ای را ترسیم کنیم که همه چیزش بر فرض استوار شده باشد مابقی داده ها چندان کار مشکلی پس از آن بنظر نخواهد رسید . فرض بر اینکه جدالی در این گیتی که همان دایره فرضی ما خواهد بود بر قرار است این جدال همان فرض سناریوی سیاه و سپید است یک طرف دولتها قرار دارند که تروریست اند آن طرف نیروهایی قرار دارند که آنها هم تروریست اند اما افسار گسیخته !!!! . مجموعه این نیروها به جنگ داخل می شوند ، نیرویی هم هست که ما هستیم که سوم شده ایم ، مکین و چند قلدر دیگر درصدی از آنها را برای روز محشر سازماندهی کرده اند، ما بقیه اش هستیم ، این دنیا وارونه است نیروهایش در کنار و بغل یکدیگر در تقابل هستند،این تصویر سیاره ای است که در طوفان تشعشعات خورشیدی است جنگ است جنگ ستارگان ، در این جنگ نیروی سومی که زائده این شرائط است قد می کشد و پهن می گردد و اراده اش را که معلوم نیست از کجا گرفته است و به میدان آنهم از نوع اوکراینی آن وارد شده و انقلاب می شود ، آنهم انقلابی که چرخ گردون را به تحرک وا میداردب، چرخی که زادگاهش میدانی است و میدانی عمل می کند و بسیار درصدی است، از این قرار است که یک در صدی و نود و نه درصدی شکل می گیرد . با این تصویر سازی ها و سناریو سازی ها حمید تقوایی غوغا بپا می کند ، بدین گونه است که اراده حمید وسط میدان می آید ، درصدی که از قاهره شروع شده و تا اوکراین گسترش یافته است ، فعلا وارد آمریکا نمی شویم چون آنجا بیشتر از پارک ها شروع کردند و میدانی نبودند، اما روشن است که خود تخیل نیروی بدی هم نیست وقتی که بال می گشاید دیگر مرزی را برسمیت نمی شناسد تا آنجا پرواز می کند که وقتی به موردهای عراق ،لیبی و افغانستان می رسد چنان بال و پرش در موتور جنگ های امپریالیسی چیده می شود که خود این نیرو همانند ستونی در خدمت همان سناریو که با طول و تفصیل ارائه کرده است تبدیل می شود
با تمام این تجارب باز هم سخن از انقلاب در اوکراین سر می دهد اول باید آنچه در لیبی ، افغانستان و عراق دود شد و بهوا رفت پاسخ گو گردند بعد اوکراین را در بوق انقلاب های عربی بجا مانده روی دستتان جا بزنید ، برادران!! اولا نود و نه درصد نیستند دوما در اوکراین فاشیزم دارد قد علم می کند ،سوما سازماندهی اش در میدان نیست در کشو میز آقای مکین و شرکاء ست . از خواب خرگوشی و این تحلیل های آبکی فاصله بگیرید این همه گرد و خاک بپا نکنید بروید زندگیتان را بکنید شما چه ربطی به سیاست دارید
نود و نه درصدی ها، این بار در میدان استقلال کی یف!
حمید تقوایی
آنچه در اوکراین میگذرد، برخلاف تحلیل بسیاری از رسانه ها، نه بازگشت به جنگ سرد است و نه ادامه انقلاب نارنجی.
تحولات اوکراین امتداد انقلابات اخیر در خاورمیانه و شمال آفریقا و ادامه جنبش نود و نه در صدیها در غرب است. مضمون بحرانهای دوره جنگ سرد رقابت بین دو بلوک غرب و شرق بود و موضوع تحولات موسوم به "انقلابات مخملی" انتقال به بلوک غرب و سرمایه داری بازار آزاد. مساله محوری انقلاب جاری در اوکراین مقابله با بالائیها و حکومتهای دست ساز و متمایل به غرب و شرق هر دو است! در اوکراین هم مانند مصر توده مردم به خیابان آمده اند و میدانها را اشغال کرده اند که بگویند حکومت موجود را نمیخواهند.
انقلاب اوکراین تا همین جا رئیس جمهور پرو روسیه را فراری داده است اما مردم همچنان در میدان استقلال مستقر هستند و از خواستهایشان کوتاه نمی آیند. آلترناتیو پرو غرب و نسخه پیوستن به اتحادیه اروپا نیز پاسخگوی مردم نیست. تحولات اخیر اساسا با به بن بست رسیدن این نسخه ها و آلترناتیوها شروع شد. انقلاب اوکراین محصول رقابت بین بلوکهای جهانی نیست، محصول درماندگی این بلوکها است.
شرایط امروز اوکراین مصداق بارز وضعیتی است که "بالائی ها نمیتوانند حکومت کنند و پائینی ها نمیتوانند تحمل کنند". این ناتوانی و عدم تحمل تنها به اوکراین محدود نیست! کنترل از دست همه دولتها، آمریکا و اتحادیه اروپا و روسیه و متحدینشان، تماما خارج شده است. عدم تحمل وضع موجود نیز امری جهانی است. مردم اوکرین به همان مصائب و بی حقوقیها و تبعیضات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ای معترض اند که مردم سراسر دنیا!
امروز در میدان استقلال کی یف نود و نه درصدی های همه جهان نمایندگی میشوند. میدان استقلال، نه به کاخ سفید و کرملین، بلکه به التحریر قاهره و پارک زاکوتی نیویورک، وصل میشود!
***
taqvaee@rogers.com
hamidtaqvaee.com
مندرج در ژورنال روز پنجشنبه ۸ اسفند ۹۲-۲۷ فوریه ۲۰۱۴
https://www.dropbox.com/s/22wewge…/Journal-ruzaneh-No-18.pdf
تقوایی در گردابی که نیروی سوم خوانده می شود
سیاست و تحلیل ساده خواهد شد اگر ما در دایره سرگردان گیتی ، دایره ای را ترسیم کنیم که همه چیزش بر فرض استوار شده باشد مابقی داده ها چندان کار مشکلی پس از آن بنظر نخواهد رسید . فرض بر اینکه جدالی در این گیتی که همان دایره فرضی ما خواهد بود بر قرار است این جدال همان فرض سناریوی سیاه و سپید است یک طرف دولتها قرار دارند که تروریست اند آن طرف نیروهایی قرار دارند که آنها هم تروریست اند اما افسار گسیخته !!!! . مجموعه این نیروها به جنگ داخل می شوند ، نیرویی هم هست که ما هستیم که سوم شده ایم ، مکین و چند قلدر دیگر درصدی از آنها را برای روز محشر سازماندهی کرده اند، ما بقیه اش هستیم ، این دنیا وارونه است نیروهایش در کنار و بغل یکدیگر در تقابل هستند،این تصویر سیاره ای است که در طوفان تشعشعات خورشیدی است جنگ است جنگ ستارگان ، در این جنگ نیروی سومی که زائده این شرائط است قد می کشد و پهن می گردد و اراده اش را که معلوم نیست از کجا گرفته است و به میدان آنهم از نوع اوکراینی آن وارد شده و انقلاب می شود ، آنهم انقلابی که چرخ گردون را به تحرک وا میداردب، چرخی که زادگاهش میدانی است و میدانی عمل می کند و بسیار درصدی است، از این قرار است که یک در صدی و نود و نه درصدی شکل می گیرد . با این تصویر سازی ها و سناریو سازی ها حمید تقوایی غوغا بپا می کند ، بدین گونه است که اراده حمید وسط میدان می آید ، درصدی که از قاهره شروع شده و تا اوکراین گسترش یافته است ، فعلا وارد آمریکا نمی شویم چون آنجا بیشتر از پارک ها شروع کردند و میدانی نبودند، اما روشن است که خود تخیل نیروی بدی هم نیست وقتی که بال می گشاید دیگر مرزی را برسمیت نمی شناسد تا آنجا پرواز می کند که وقتی به موردهای عراق ،لیبی و افغانستان می رسد چنان بال و پرش در موتور جنگ های امپریالیسی چیده می شود که خود این نیرو همانند ستونی در خدمت همان سناریو که با طول و تفصیل ارائه کرده است تبدیل می شود
با تمام این تجارب باز هم سخن از انقلاب در اوکراین سر می دهد اول باید آنچه در لیبی ، افغانستان و عراق دود شد و بهوا رفت پاسخ گو گردند بعد اوکراین را در بوق انقلاب های عربی بجا مانده روی دستتان جا بزنید ، برادران!! اولا نود و نه درصد نیستند دوما در اوکراین فاشیزم دارد قد علم می کند ،سوما سازماندهی اش در میدان نیست در کشو میز آقای مکین و شرکاء ست . از خواب خرگوشی و این تحلیل های آبکی فاصله بگیرید این همه گرد و خاک بپا نکنید بروید زندگیتان را بکنید شما چه ربطی به سیاست دارید
نود و نه درصدی ها، این بار در میدان استقلال کی یف!
حمید تقوایی
آنچه در اوکراین میگذرد، برخلاف تحلیل بسیاری از رسانه ها، نه بازگشت به جنگ سرد است و نه ادامه انقلاب نارنجی.
تحولات اوکراین امتداد انقلابات اخیر در خاورمیانه و شمال آفریقا و ادامه جنبش نود و نه در صدیها در غرب است. مضمون بحرانهای دوره جنگ سرد رقابت بین دو بلوک غرب و شرق بود و موضوع تحولات موسوم به "انقلابات مخملی" انتقال به بلوک غرب و سرمایه داری بازار آزاد. مساله محوری انقلاب جاری در اوکراین مقابله با بالائیها و حکومتهای دست ساز و متمایل به غرب و شرق هر دو است! در اوکراین هم مانند مصر توده مردم به خیابان آمده اند و میدانها را اشغال کرده اند که بگویند حکومت موجود را نمیخواهند.
انقلاب اوکراین تا همین جا رئیس جمهور پرو روسیه را فراری داده است اما مردم همچنان در میدان استقلال مستقر هستند و از خواستهایشان کوتاه نمی آیند. آلترناتیو پرو غرب و نسخه پیوستن به اتحادیه اروپا نیز پاسخگوی مردم نیست. تحولات اخیر اساسا با به بن بست رسیدن این نسخه ها و آلترناتیوها شروع شد. انقلاب اوکراین محصول رقابت بین بلوکهای جهانی نیست، محصول درماندگی این بلوکها است.
شرایط امروز اوکراین مصداق بارز وضعیتی است که "بالائی ها نمیتوانند حکومت کنند و پائینی ها نمیتوانند تحمل کنند". این ناتوانی و عدم تحمل تنها به اوکراین محدود نیست! کنترل از دست همه دولتها، آمریکا و اتحادیه اروپا و روسیه و متحدینشان، تماما خارج شده است. عدم تحمل وضع موجود نیز امری جهانی است. مردم اوکرین به همان مصائب و بی حقوقیها و تبعیضات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ای معترض اند که مردم سراسر دنیا!
امروز در میدان استقلال کی یف نود و نه درصدی های همه جهان نمایندگی میشوند. میدان استقلال، نه به کاخ سفید و کرملین، بلکه به التحریر قاهره و پارک زاکوتی نیویورک، وصل میشود!
***
taqvaee@rogers.com
hamidtaqvaee.com
مندرج در ژورنال روز پنجشنبه ۸ اسفند ۹۲-۲۷ فوریه ۲۰۱۴
https://www.dropbox.com/s/22wewge…/Journal-ruzaneh-No-18.pdf

No comments:
Post a Comment
Note: only a member of this blog may post a comment.