گرا دادن جرم نیست ! - علی جوادی
"خصوصا وقتی پای اسرائیل یکی از دموکرات ترین کشورهای منطقه در میان باشد:(منصور حکمت)!!!؟؟؟ "
کشتار مردم با هدف تخریب که گرا دادن و در اینجا جاسوسی گفته می شود جرم نیست
اگر این جمله را یعنی جاسوسی در "اینجا" که همان گرا دادن ترجمه می شود یکی از صهیونیست های بنام و یا بنگاه های خانمان سوز دولت های امپریالیستی در شرایطی که اردوگاه غزه زیر بمباران های یکی از هار ترین دولت ها منطقه که مردم به اسارت گرفته شده در منطقه غزه واقع در سرزمین های فلسطینی که مشتی صهیونیست هار آنرا با کمک دولت های امپریالیستی به تصرف و اشغال چند دهه خود در آورده اند گفته می شد ، تا کنون داد و بیداد همه در می آمد ، این فتوا همین اواخر از جانب ولگردی که هر چند ماه یکبار سازمان و حزب را با کلاب شبانه اشتباه گرفته است و از این رهگذر از این کلاب به آن کلاب سرکی می کشد و فیل ش یاد سرزمینهای آبا و اجدادی که همان اسرائیل فعلی باشد ،می کند و بگونه ای قلم ننگین را در اختیار دولت هار صهیونیستی قرار می دهد که یادش می رود که اشاره کند اطلاعات دادن به دولت های سرکوب گر با گرا دادن در شرایط جنگ خصوصا حمله وحشیانه ارتش تا بدندان مسلح اسرائیل به اردوگاه غزه یکی نیست ، اطلاع رسانی که این فرد شیاد قصد دارد آنرا هم ردیف گرا دادن قرار دهد کاملا دو چیز متفاوتی هستند یکی را بدین منظور انجام می دهند که اطلاعات دولت ها در اختیار جامعه قرار گیرد و آن دیگری، هدف را تنها به این علت انجام می دهد که خانه و آشیانه مردم را در جهت هر چه بیشتر خسارت وارد کردن به مردم در جنگی که در پایان مردم متضرر خواهند شد هدف قرار می دهد، آنچه علی جوادی که تعلیم گرفته از یارغار صهوینیسم یعنی حکمت است بگونه ای این مسئله را مطرح می کند که گویی اساسا جرمی در کار نبوده است و با در هم تنیدگی عنوان می کند که "جاسوسی جرم نیست" از این بالاتر می گوید نه تنها جرم نمی باشد باید به چنین افرادی جایزه هم داد شود، این اعجوبه ابتدا به احساسات شلیک می کند چند تجربه را هم برای همراهی به یاری می طلبد ، یاد آوری می کند که جمهوری ننگین اسلامی در دوره ای از این طریق توانست افرادی را زیر این واژه بدون محاکمه و بدون قرار دادن این افراد در یک پروسه مناسب جهت روشن شدن ادعای خود ، تیرباران نموده است، البته این کاملا در ارتباط با دستگاهی بنام جمهوری اسلامی درست است اما این بدین معنا تفسیر نمی شود که دادن "گرا" در جنگ جرم نیست چرا که به همان اندازه که ادعا می شود بمباران و تخریب و کشتار مردم بی گناه بهر بهانه ای جرم است، شرکت و گرا دادن در جهت این کشتار و تخریب ،چگونه می تواند جرم نباشد!
گویی که گفته باشیم قتل و جنایت جرم نیست ! در نتیجه می شود ادعا کرد جاسوسی برای دستگاه کشتار جمهوری اسلامی بر علیه شهروندان جامعه جرم محسوب نمی شود ، البته باید علی جوادی به چنین نتایجی برسد، زیرا این برای حزبش یک الزام است چرا که شرکت و ورود اعضاء دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی و یا هر دستگاه جاسوسی یکی از اصلی ترین پایه های عضویت در این حزب محسوب می شود برای همین است که حزب کمونیست کارگری چراه گاه مناسبی شده است برای این عناصر،با این وضعیت است که این فرد شیاد در فتوایی که تا این درجه مبتذل می باشد عنوان می کند که هدف از این نوع مقاله ها چیست ، برنامه ای که در بند ناف این حزب از آغاز پیدایش و در طول حیات این حزب صهیونیستی که زیر نام" کمونیسم" فعالیت می کند در اشکال گوناگون بروز کرده است، منافع امپریالیسم و صهیونیسم با چهره ای بشر دوستانه و عبارات کلی و انتزاعی بر گرفته از تمامی ادیان های موجود با چاشنی کارگری در جهت هدایت بشر رنگ آمیزی شده و بالطبع جدا شده از واقعیت زمینی خارج و بجایی برده شده است که هر گونه مبارزه طبقاتی و هر گونه قهر ی خصوصا قهر انقلابی از آن تهی می شود ، آقای جوادی یقینا می داند و آگاه است که بین اطلاع رسانی که او با زیرکی رنگ آمیزی کرد ه تا آنرا هم ردیف با گرا دادن قرار دهد ، دنیایی فاصله است، همان دنیایی که اسرائیل تلاش دارد بر روی اردوگاهی بنام فلسطین روی آوار های بجا مانده از آن، به شهرک سازی های خود ادامه دهد و در همین راستا بعلت خدماتی که چنین افرادی در حد علی جوادی که عملا در این کشتار گرا داده اند تا خانه و آشیانه مردم بدبخت آواره، تخریب و ویران شود، چیزی برسد ، از این روست که علی جوادی که خود در گرا دادن کاملا کار کشته است تلاش می کند که گرا دادن را جرم معرفی نکند این آن بخشی است که علی نمی گوید، یا شهامت آنرا ندارد که عنوان کند، علی جوادی می نویسد : "
خلاصه کنم. آنچه که بعنوان "جاسوسی" و یا "خبرچینی" در جوامع کنونی تعریف شده است و مجازات شنیع اعدام را برای آن تعریف کرده اند٬ در حقیقت یک حق طبیعی شهروندی است "
در این جمع بندی که علی آقا آنرا خلاصه هم کرده است تمام ظرفیت حزب کمونیست کارگری را به صحنه ای می کشاند که اطفال فلسطینی بوسیله تعدادی شبیه علی آقا بواسطه گرا دادن زیر آوار ناشی از این گرا و توپخانه اسرائیلی برای همیشه از عرصه زندگی جدا شده اند ، علی ما که هر چند ساعت یکبار در سایکل این جریان و آن جریان باز مانده های حکمت در نوسان است ، عمل فوق را اطلاع رسانی جا می زند درست همانند آخوند های حاکم بر ایران ، تصویری که این فرد در لابلای قلم فرسایی که می کند سر انجامش همین میزان خلاصه است که هدفی جزء این را دنبال نمی کند که مهره های جاسوس نه در عرف آن، بلکه آدم های های خود فروخته ای که در بین مردم در زمان جنگ تا حد تخریب، آنهم در صفوف مردم به کاری شنیع مشغول فعالیت می شوند و تا نابودی هر چه در دید خود می بینند اقدام می کنند و بانی تخریب و انهدام مردم می شوند، اگر این جرم نباشد ، قاعدتا هیچ چیزی جرم نخواهد بود .حتی جنایاتی که جمهوری اسلامی در ارتباط با مردم ایران انجام داده است
علی جادوگر می پرسد "آیا "جاسوسی" جرم است؟ این سئوال به ریشه مساله میپردازد. پاسخ تمامی مدافعین و مبلغین طبقات حاکمه جوامع کنونی به این سئوال بی قید و شرط یک آری محکم است. پاسخ ما کمونیستهای کارگری به این سئوال یک نه محکم است "
البته باید در ارتباط با جنگی که همه در اردوگاه غزه شاهدش بودیم می پرسید :
آیا "جاسوسی- یا همان گرا دادن و وسعت بخشیدن به تخریب و کشتار مردم" جرم است؟ این سئوال به ریشه مساله میپردازد. پاسخ تمامی مدافعین و مبلغین طبقات حاکمه جوامع کنونی به این سئوال بی قید و شرط یک آری محکم است. پاسخ ما کمونیستهای کارگری به این سئوال یک نه محکم است"
با اینگونه پرسش که در این رابطه یعنی جنگی که اتفاق افتاده است ، پاسخ داد شده را بیشتر می شود مورد قضاوت قرار داد
باز علی جوادی یا همان علی پاندولی می گوید "اعدام اشد مجازات است. پایان زندگی است" حتما چنین است اما این سخن چه ارتباطی با خود مقاله ایشان دارد که قرار است در باره گرا دادن نظری را مطرح کند، که گرا دادن جرم نیست چرا باید وارد بخش " خاکستری" دیگری شد که از سیاهی و تخریب، سپیدی و آبادانی راجا انداخت و از طریق احساسات بر آمده بار جرم را که جنایتی عظیم است را تا حد اطلاع رسانی تنزل داد ، ضرورت این که اعدام اشد مجازات است در این نوشته از کجا می آید و چرا نباید گفته شود بمجر اینکه تعدادی خود فروخته گرایی را می دهند این یعنی پایان زندگی تعدادی کودک و زن و شهروند که از ابتدا خواهان هیچ جنگی نبوده و نیستند خواهد بود ، موضوعی که علی سرگردان در ابتدا ی نوشته اش آورده است همین است پس چرا بکباره موضوع را تا آنجا چرخاند که برای تعدای اگر بپذیریم که چنین جرمی واقع شده است و این افراد بواسطه اینگونه فعالیت ها در شرایط جنگی و شرکت در تخریب و کشتار مردم سر انجام تکلیفشان روشن شده است، باید نشست و اشک ریخت نه برای مردمی که جان و هست و نیستشان به فنا رفته است .علی جوادی برای خود گریه و زاری میکند و برای شرکائش نه برای مردم و قربانیان جنگ.
لینک کامل مقاله جوادی
http://www.azadi-b.com/G/2014/09/post_588.html
"خصوصا وقتی پای اسرائیل یکی از دموکرات ترین کشورهای منطقه در میان باشد:(منصور حکمت)!!!؟؟؟ "
کشتار مردم با هدف تخریب که گرا دادن و در اینجا جاسوسی گفته می شود جرم نیست
اگر این جمله را یعنی جاسوسی در "اینجا" که همان گرا دادن ترجمه می شود یکی از صهیونیست های بنام و یا بنگاه های خانمان سوز دولت های امپریالیستی در شرایطی که اردوگاه غزه زیر بمباران های یکی از هار ترین دولت ها منطقه که مردم به اسارت گرفته شده در منطقه غزه واقع در سرزمین های فلسطینی که مشتی صهیونیست هار آنرا با کمک دولت های امپریالیستی به تصرف و اشغال چند دهه خود در آورده اند گفته می شد ، تا کنون داد و بیداد همه در می آمد ، این فتوا همین اواخر از جانب ولگردی که هر چند ماه یکبار سازمان و حزب را با کلاب شبانه اشتباه گرفته است و از این رهگذر از این کلاب به آن کلاب سرکی می کشد و فیل ش یاد سرزمینهای آبا و اجدادی که همان اسرائیل فعلی باشد ،می کند و بگونه ای قلم ننگین را در اختیار دولت هار صهیونیستی قرار می دهد که یادش می رود که اشاره کند اطلاعات دادن به دولت های سرکوب گر با گرا دادن در شرایط جنگ خصوصا حمله وحشیانه ارتش تا بدندان مسلح اسرائیل به اردوگاه غزه یکی نیست ، اطلاع رسانی که این فرد شیاد قصد دارد آنرا هم ردیف گرا دادن قرار دهد کاملا دو چیز متفاوتی هستند یکی را بدین منظور انجام می دهند که اطلاعات دولت ها در اختیار جامعه قرار گیرد و آن دیگری، هدف را تنها به این علت انجام می دهد که خانه و آشیانه مردم را در جهت هر چه بیشتر خسارت وارد کردن به مردم در جنگی که در پایان مردم متضرر خواهند شد هدف قرار می دهد، آنچه علی جوادی که تعلیم گرفته از یارغار صهوینیسم یعنی حکمت است بگونه ای این مسئله را مطرح می کند که گویی اساسا جرمی در کار نبوده است و با در هم تنیدگی عنوان می کند که "جاسوسی جرم نیست" از این بالاتر می گوید نه تنها جرم نمی باشد باید به چنین افرادی جایزه هم داد شود، این اعجوبه ابتدا به احساسات شلیک می کند چند تجربه را هم برای همراهی به یاری می طلبد ، یاد آوری می کند که جمهوری ننگین اسلامی در دوره ای از این طریق توانست افرادی را زیر این واژه بدون محاکمه و بدون قرار دادن این افراد در یک پروسه مناسب جهت روشن شدن ادعای خود ، تیرباران نموده است، البته این کاملا در ارتباط با دستگاهی بنام جمهوری اسلامی درست است اما این بدین معنا تفسیر نمی شود که دادن "گرا" در جنگ جرم نیست چرا که به همان اندازه که ادعا می شود بمباران و تخریب و کشتار مردم بی گناه بهر بهانه ای جرم است، شرکت و گرا دادن در جهت این کشتار و تخریب ،چگونه می تواند جرم نباشد!
گویی که گفته باشیم قتل و جنایت جرم نیست ! در نتیجه می شود ادعا کرد جاسوسی برای دستگاه کشتار جمهوری اسلامی بر علیه شهروندان جامعه جرم محسوب نمی شود ، البته باید علی جوادی به چنین نتایجی برسد، زیرا این برای حزبش یک الزام است چرا که شرکت و ورود اعضاء دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی و یا هر دستگاه جاسوسی یکی از اصلی ترین پایه های عضویت در این حزب محسوب می شود برای همین است که حزب کمونیست کارگری چراه گاه مناسبی شده است برای این عناصر،با این وضعیت است که این فرد شیاد در فتوایی که تا این درجه مبتذل می باشد عنوان می کند که هدف از این نوع مقاله ها چیست ، برنامه ای که در بند ناف این حزب از آغاز پیدایش و در طول حیات این حزب صهیونیستی که زیر نام" کمونیسم" فعالیت می کند در اشکال گوناگون بروز کرده است، منافع امپریالیسم و صهیونیسم با چهره ای بشر دوستانه و عبارات کلی و انتزاعی بر گرفته از تمامی ادیان های موجود با چاشنی کارگری در جهت هدایت بشر رنگ آمیزی شده و بالطبع جدا شده از واقعیت زمینی خارج و بجایی برده شده است که هر گونه مبارزه طبقاتی و هر گونه قهر ی خصوصا قهر انقلابی از آن تهی می شود ، آقای جوادی یقینا می داند و آگاه است که بین اطلاع رسانی که او با زیرکی رنگ آمیزی کرد ه تا آنرا هم ردیف با گرا دادن قرار دهد ، دنیایی فاصله است، همان دنیایی که اسرائیل تلاش دارد بر روی اردوگاهی بنام فلسطین روی آوار های بجا مانده از آن، به شهرک سازی های خود ادامه دهد و در همین راستا بعلت خدماتی که چنین افرادی در حد علی جوادی که عملا در این کشتار گرا داده اند تا خانه و آشیانه مردم بدبخت آواره، تخریب و ویران شود، چیزی برسد ، از این روست که علی جوادی که خود در گرا دادن کاملا کار کشته است تلاش می کند که گرا دادن را جرم معرفی نکند این آن بخشی است که علی نمی گوید، یا شهامت آنرا ندارد که عنوان کند، علی جوادی می نویسد : "
خلاصه کنم. آنچه که بعنوان "جاسوسی" و یا "خبرچینی" در جوامع کنونی تعریف شده است و مجازات شنیع اعدام را برای آن تعریف کرده اند٬ در حقیقت یک حق طبیعی شهروندی است "
در این جمع بندی که علی آقا آنرا خلاصه هم کرده است تمام ظرفیت حزب کمونیست کارگری را به صحنه ای می کشاند که اطفال فلسطینی بوسیله تعدادی شبیه علی آقا بواسطه گرا دادن زیر آوار ناشی از این گرا و توپخانه اسرائیلی برای همیشه از عرصه زندگی جدا شده اند ، علی ما که هر چند ساعت یکبار در سایکل این جریان و آن جریان باز مانده های حکمت در نوسان است ، عمل فوق را اطلاع رسانی جا می زند درست همانند آخوند های حاکم بر ایران ، تصویری که این فرد در لابلای قلم فرسایی که می کند سر انجامش همین میزان خلاصه است که هدفی جزء این را دنبال نمی کند که مهره های جاسوس نه در عرف آن، بلکه آدم های های خود فروخته ای که در بین مردم در زمان جنگ تا حد تخریب، آنهم در صفوف مردم به کاری شنیع مشغول فعالیت می شوند و تا نابودی هر چه در دید خود می بینند اقدام می کنند و بانی تخریب و انهدام مردم می شوند، اگر این جرم نباشد ، قاعدتا هیچ چیزی جرم نخواهد بود .حتی جنایاتی که جمهوری اسلامی در ارتباط با مردم ایران انجام داده است
علی جادوگر می پرسد "آیا "جاسوسی" جرم است؟ این سئوال به ریشه مساله میپردازد. پاسخ تمامی مدافعین و مبلغین طبقات حاکمه جوامع کنونی به این سئوال بی قید و شرط یک آری محکم است. پاسخ ما کمونیستهای کارگری به این سئوال یک نه محکم است "
البته باید در ارتباط با جنگی که همه در اردوگاه غزه شاهدش بودیم می پرسید :
آیا "جاسوسی- یا همان گرا دادن و وسعت بخشیدن به تخریب و کشتار مردم" جرم است؟ این سئوال به ریشه مساله میپردازد. پاسخ تمامی مدافعین و مبلغین طبقات حاکمه جوامع کنونی به این سئوال بی قید و شرط یک آری محکم است. پاسخ ما کمونیستهای کارگری به این سئوال یک نه محکم است"
با اینگونه پرسش که در این رابطه یعنی جنگی که اتفاق افتاده است ، پاسخ داد شده را بیشتر می شود مورد قضاوت قرار داد
باز علی جوادی یا همان علی پاندولی می گوید "اعدام اشد مجازات است. پایان زندگی است" حتما چنین است اما این سخن چه ارتباطی با خود مقاله ایشان دارد که قرار است در باره گرا دادن نظری را مطرح کند، که گرا دادن جرم نیست چرا باید وارد بخش " خاکستری" دیگری شد که از سیاهی و تخریب، سپیدی و آبادانی راجا انداخت و از طریق احساسات بر آمده بار جرم را که جنایتی عظیم است را تا حد اطلاع رسانی تنزل داد ، ضرورت این که اعدام اشد مجازات است در این نوشته از کجا می آید و چرا نباید گفته شود بمجر اینکه تعدادی خود فروخته گرایی را می دهند این یعنی پایان زندگی تعدادی کودک و زن و شهروند که از ابتدا خواهان هیچ جنگی نبوده و نیستند خواهد بود ، موضوعی که علی سرگردان در ابتدا ی نوشته اش آورده است همین است پس چرا بکباره موضوع را تا آنجا چرخاند که برای تعدای اگر بپذیریم که چنین جرمی واقع شده است و این افراد بواسطه اینگونه فعالیت ها در شرایط جنگی و شرکت در تخریب و کشتار مردم سر انجام تکلیفشان روشن شده است، باید نشست و اشک ریخت نه برای مردمی که جان و هست و نیستشان به فنا رفته است .علی جوادی برای خود گریه و زاری میکند و برای شرکائش نه برای مردم و قربانیان جنگ.
لینک کامل مقاله جوادی
http://www.azadi-b.com/G/2014/09/post_588.html

No comments:
Post a Comment
Note: only a member of this blog may post a comment.