قیچی کردن مطالبات مردم

قیچی کردن مطالبات مردم

با نام آزادی خواهی و کمونیسم و خصوصا ترقی خواهی و مدرنیسم چه کارها نمی شود کرد یکی از این کارها قیچی کردن مطالبات بر حقی است که مردم دارند
سخن بر سر ترکش های بجای مانده از تفکری است که حکمتیسم خوانده می شود ، سوابق این جریان بر همگان معلوم و روشن است تفکری که قداست پیدا کرده است ،نوع دیگری از بهاییت است اما خود بهاییت نیست شعبه سیاسی آن است که با کلمات مدرن امروزی که بعضا مارکسیستی است هم آغوش گشته تا لایه های مرفه شهری در جوامع بورژوازی را فریب دهد، تکیه گاهش بر همین لایه هاست از این رو وقتی به اوکراین می رسد آنچه توجهش را جلب می کند شاشیدن تعدای است که قرار است تمام این مناسبات جهنمی را با شاشیدن اصلاح کنند اما در دنیای واقعی آنچه بدنبال چنین حرکت هایی که حکمتیست ها سراسیمه بدنبالش هستند و پرچمش را پرچم خود می دانند همانی است که امروز در اوکراین شاهدش هستیم ویا در حال اتفاق افتادن است یعنی فاشیسم
اعتراضات اخیر در جنوب ایران که توسط حکومتی که تمام آزادی های مردم را بوسیله کشتار و سرکوب از آنها سلب کرده و تمام آنرا به دار و دسته های اسلامی واگذار کرده و هر چه بیشتر و بیشتر دروغ ، جعل و خرافه را بار مردم کنند و هر آنچه در جامعه تولید می شود به جیب بزنند ، آنگاه مشتی هرزه سر و شیاد ، در این گیر و دار بجای اینکه همراه مردم شوند بمانند همیشه تلاش می کنند دروغ و جعل را بجای تاریخ قرار دهند همان کاری که آخوندها در ایران انجام می دهند، زیر نام های گوناگون نظیر عشیره، قوم و ....همراه با همزاد دیگر سیاسی خود در ایران به تحریف وقایع تاریخی می پردازند تا بیشتر و بیشتر مردم و اعتراضات آنها را تخطئه کنند فردی را در یک لحظه تاریخی از یک قوم آنهم بغلط بر می گزینند تا به بخشی از مردم یک جامعه توهین کنند، علاوه بر آن رهنمود هم می دهند که عشیره ای به خیابان نیایید اگر قرار است مورد حمایت ما قرار گیرید باید از علائم ترقی خواهی که ما ترجمه کرده ایم یعنی شاشیدن استفاده کنید
وقتی آزادی و نقد تا حد فحش در نزد این ترکش های بجا مانده از آن اقدیس تنزل می یابد و به ، تو بیا بمن فحش بده و من هم می آیم به تو فحش می دهم و هر کسی بیاید به هر کسی فحش بدهد قاعدتا همان می شود که در جنوب اتفاق افتاد یکی که حکومت است آمد طبق همین فرمول فحش داد به اندازه ای فحش داد که زورش می رسید آن طرف قضیه سر نیزه و نیروی مسلح نداشت خواست کمی فحش بدهد که ملاهای ترقی خواه که باید به پدر معنوی خود یعنی حکمت اقتدا می کردند و خود با فحش دادن ارتزاق می کنند سر و کله اشان پیدا شد که نباید فحش داد باید رفت بمانند فمنیست های اوکراینی شاشید از این رو هر چه خواستند با این بختیاری های عشیره ای کردند که حاضر نشدند برای مدت کوتاهی هم شده شلوارهایشان را پایین بکشند و بشاشند
اگر به ادبیات این قبیله در لحظاتی که دچار بحران و یا تجزیه شده اند دقت کنیم که چه فحش هایی بار هم کردند خواهینم فهمید عشیره و این نام گذاری ها با تعاریفی که بدست می دهند برازنده کیست مردم یا این دارو دسته!
مشت نمونه خروار است، با هم ببینیم
 
 

No comments:

Post a Comment

Note: only a member of this blog may post a comment.