فرقه های صفر

فرقه های صفر

تورنتو شهر عجیبی است، عجیب تر از آن فرقه هایی هستند که هر فرقه به تعداد انگشتان دست و پا نمی رسد، ارتباطی هم با شهروندان این شهر صنعتی ندارند، صرفا بخش ناچیزی از جمعیت ایرانی ساکن این شهر را در بر می گیرند ، قبلا یا شاید همین الآن از طرفداران پر و پا قرص کمونیسم بوده و یا هستند، البته در ظاهر! ، این فرقه ها که هر کدامشان رئیسی هم دارند زیر نام های گوناگونی به فعالیت های دموکراتیک با تعبیر فرقه ای ، گاهگاهی گرد هم می آیند بر سر هیچ و پوچ به جنگ می پردازند ، متلاشی می شوند ، دوباره برای اینکه بازاری داشته باشندد با تغییر نام مجددا به یاد فعالیت می افتند ، باز بر سر کول یکدیگر می زنند دوباره متلاشی می شوند و در عین تلاشی مانند فنر جمع می شوند ، به موقع سبز گرا و دموکرات می شوند. اگر سبز نشد ،قرمز می شوند ، برایشان مهم نیست چه رنگ و بویی داشته باشند ، آنچه مهم است خودستایی است، با این وضع و حال ، جمهوری اسلامی باید از چه چیزی هراس داشته باشد!!! ، عجیب تر باز آن موقعه ای است که یکی از نوچه های این باندها هم بیاید به کسی پند و اندرز دهد، بیچاره ما



تورنتو هنوز شهر عجیبی است

بدعوت شورای پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در ارتباط با کشتار دهه شصت زندانیان سیاسی در ایران قرار بود مراسمی در تاریخ ۲۸ سپتامبر یکشنبه ۲۰۱۴ بر گذار شود و ظاهرا چنین هم شد ، من هم بمانند جمع کوچکی که هر ساله بعلت عجیب –غریب بودن این شهر برای چنین مراسم هایی که دائما آب می رود به آنجا رفتم که ای کاش پایم می شکست و چنین نمی کردم البته اضافه کنم برای این کار هم دلیلی داشتم که مرتبط بود به اعتبار برگذار کنندگان و یکی دو نفر از سخنرانان!!!.
ناگفته روشن است این شورا که مشخص نیست عملا وجود دارد یا نه! ، رنگش سبز بوده یا قرمز، یا چیزی بین این دو رنگ !
می توانست در حد جریانی ظاهر شود که در ارتباط با این امر مهم چنین دعوتی را نمایندگی کند، اما از آنجا که تورنتو شهر عجیبی است و هر چیزی می تواند اتفاق بیفتد، کما اینکه اتفاق افتاد بدون اینکه به عواقب چنین کارزارهایی با چنین سخنران هایی اندیشه شده باشد
موضوع بر سر این نیست که نمی شود و نباید در این راستا ، خصوصا مسئله زندان و کشتارها در حکومت اسلامی بروی صفحه اول سیاست راند بلکه موضوع این است که چگونه می شود این سوژه را در ارتباط با تمامی باندهای رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و ابزارهای ارتجاعی آن ، با یک مبارزه مسلحانه توده ای همراه با مردم محروم کشورمان در هم شکست و عفریته مرگبار را که تنها تباهی ، دزدی ،نابرابری ، جنگ و هزاران بلای اجتماعی و اقتصادی تولید کرده و می کند منهدم نمود و یکبار برای همیشه به این درد پایان بخشید، پایانی که ذره ای از این مناسبات باقی نگذارد .موضوع زندان ، دهه شصت، کشتار و هر آنچه که در رابطه با حکومت و مردم قرار می گیرد اگر هدف مند انجام نگیرد و به انهدام این ماشین کریه دست نشانده و تباه امپریالیستی منجر نگردد همان آب در هاون کوبیدن است ، قصه های هزار و یکشب ی است که درد را میگوید اما درمانش را بخدا حواله می دهد نوع دیگری از مذهب است که با نظر به احساسات و نیاز مندی های عاطفی و روانی انسان های درد مند و نیازمند افیون را تجویز می کند این روش ها عملا مغایرت دارد با تمام آموزش های مارکسیستی در جهت پاسخ گویی به اولویت های رهایی انسان ، برگذاری این" نمایش های رو حوضی " که هدفش چهره سازی و هویت سازی های جعلی ست نه تنها مایه ی رهایی نمی شود بلکه یاس و استیصال را دامن خواهد زد چیزی که هیچ کدام از زندانیان آزادی خواه ایران خواهان آن نبودند ، از این رو به این گونه و این محفل ها باید گفت چنین مسائل کلانی از طریق اینگونه بستر های معامله گرانه عبور نمی کند ، ظرف آن باید شفاف باشد ، باید پاسخگو باشد ، باید صادق باشد باید به اعتباری معتبر باشد آنچه در تورنتو اتفاق افتاد فاقد این خصوصیات بود

No comments:

Post a Comment

Note: only a member of this blog may post a comment.