در رو باز کن - ترانه عاشقانه بختیاری

در رو واز کن (ترانه عاشقانه بختیاری) در رو باز کن

این ترانه یکی از محبوب ترین ترانه های بختیاری است، داستان این ترانه به رابطه ای باز می گردد که گاه بیگاه شاهد آن در جامعه هستیم ، متاسفانه گروه عجم که در لندن عاشورا راه اندازی می کنند و از صداقت و مروت سخن بمیان می آورند فراموش می کنند که دست کاری کردن ترانه های محلی بارزترین نوع شیادی و دغلکاری است چرا که وقتی ترانه اصلی این رابطه را که بین زن شوهردار و پسر جوانی بوده است را همانگونه که بوده و هست بیان می کند ، چگونه است که آقای امین عجم که دم از خیلی چیزها می زند این رابطه را بگونه ای دیگر با تغییر کلمه (میره) که همان شوهر است به آقا که ممکن است به پدر و فرد بالا سر معنی شود مبدل کرده تا نشان دهد که چنین روابطی وجود ندارند ، این دست کاری کردن درست همان چیزی است که به مذاق جمهوری اسلامی خوش می آیَد ، به همین دلیل هم هست که امکانات در اختیار این گونه از افراد دغلکار قرار می گیرد تا آن چیزی که مردم محلی در حفظش خارج از پنهان کاری همیشه علاقه داشته اند به آن وفادار بمانند ، فرهنگ اسلامی که با بیان حقایق همیشه سر ناسازگاری داشته است ، حتی در ارتباط با چنین ترانه هایی حاضر نیست که اعتراف کند که چنین روابطی خارج از درست بودن و نبودن وجود داردبهمین دلیل هم هست که عجم که فعلا عاشورایی شده است این خدمت را به جمهوری ریاکاران ارائه می دهد ، تازه این کم است ، برای حکومت جنایت و ترور هم در لندن عاشورا بپا می کند ، تصورشان بر این است که حقایق پشت پرده خواهند ماند
ننگ بر ریاکاران
دست جمهوری ننگ و ریا از ترانه های محلی مردم ما کوتاه!

متن ترانه
نگاه کردم از تو سوراخ کلید ، مچ پات رو دیدم
در رو باز کن

وای اگر در رو باز نکنی ، صفا نداره
در رو باز کن

سرمایی مُردُم ، در رو باز کن ، بارون خیس ام کرد
اگر در رو باز کنم بدنامی ببار میاره
پسر برو

اگر شوهرم بفهمه خونم رو میریزه
پسر برو
پسر برو سرما تو رو می کشه،بارون خیس ات کرده
ای پسر پرو

وای شلوار گشاد و دامن چاکدار پوشیدی
در رو باز کن

وقتی خرامان خرامان سر بازار قدم می زنی ، اوه در رو باز کن
سرما مُردُم ، در رو باز کن ، بذار بیام تو
وای پوشیدم شلوار گشاد خب حالا برای تو چه فایده ای داره
پسر برو

وای پسر تا انار رو باز نکنی، مزه اش معلوم نمی شه
پسر برو

پسر برو زندگیت رو تباه نکن ، این شر رو از سرم باز کن
پسر برو
پشت در از شب تا صبح لذت بردم
می خواستم بخوابم جا نبود
دست توی جیب کردم پولی هم نبود
لعنت به من که خودم خواستم
اما جراتش رو نداشتم

سبیل هاش موج دار بود
گرز میلو پهلوش بود
چشم و چراغم بود
آفتاب لب بامم بود
وای دلم می خواست اما جرات نداشتم
از نیم دری نگاه کردم
دیدم خوابیده شبیه حور و پری بود
به آسمان نگاه کردم

گفتم من رو بکش اگر می تونی ، که خودم دلم خواست
زیر نویس و برگردان - جهان


No comments:

Post a Comment

Note: only a member of this blog may post a comment.